<div class="title"> <h1 class="title title_news"><span>به گزارش <strong><em>پایگاه تخصصی مسجد</em></strong>، بدون تردید قیام مردمی 15 خرداد سال 1342 به عنوان مبداء و سرآغاز انقلاب اسلامی بود که منشاء تحولات وسیع داخلی و بینالمللی شد. قیامی برخاسته از خاستگاه مذهبی و ملی علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی و در جهت حفظ حریم مرجعیت و روحانیت شکل گرفت. قیام 15 خرداد جنبشی است ماندگار که راه مبارزه در برابر ظلم و ستم را به مردم آموخت و رهبر و پیشوای انقلاب نیز با مشاهده حمایت و پشتیبانی مردم از او، با اتکا به خداوند و این حمایت مردمی، در راه مبارزه با دیکتاتوری پهلوی گام های خود را راسختر برداشت. سؤالی که مطرح است، چرا این واقعه اتفاق افتاد؟ علل و عوامل وقوع قیام 15 خرداد و ماهیت و ویژگی های این حادثه چیست؟ در این نوشتار تلاش می شود ضمن بررسی ابعاد قیام 15 خرداد، به این سؤالات نیز پاسخ داده شود.</span></h1> </div> <div><span><img src="http://www.iribnews.ir/files/fa/news/1396/3/13/1057144_164.jpg" title="چرایی و چگونگی قیام 15 خرداد 42" alt="چرایی و چگونگی قیام 15 خرداد 42" class="img-responsive" width="666" height="267"></span></div> <div><span><br> <span>1ـ استبداد و خفقان در کشور و وابستگی شدید محمدرضا پهلوی به آمریکا</span><br> <span>با کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332، محمدرضا پهلوی که از کشور گریخته بود به تهران بازگشت و پایه های قدرت خود را مستحکم کرد. سقوط دولت ملی صرفاً به معنای شکست سیاست ملی کردن صنعت نفت نبود، بلکه فاجعه ای تاریخی برای سرنوشت ملت ایران بود. این شکست موجب شد تا مردم ایران امیدشان را برای آزادی و استقلال از بیگانه، از دست بدهند و راه برای ظهور مجدد استبداد در مخربترین و مخوفترین شکلی که ایران تجربه کرده است باز شد. (کاتوزیان،1373: 38)</span></span></div> <p dir="RTL"><span>با کودتای 28 مرداد و شروع به کار دولت کودتا، همه دستاوردهای سیاسی در نهضت ملی یک شبه نابود شد. روابط سیاسی آیت ا... بروجردی و دولت پهلوی که تا قبل از کودتا تا حدودی خوب بود پس از این واقعه رو به سردی و تیرگی نهاد. محمدرضا پهلوی که بعد از کودتا پایه های سلطنت خود را مستحکم می دید؛ دیگر نیازی به نزدیکی به آیت ا... بروجردی نداشت. از این رو، سیاست های دولت و حکومت پهلوی به سمت تقابل با روحانیت و علما پیش رفت تا تعامل. </span></p> <p dir="RTL"><span>از طرفی جان. اف.کندی با شعار اجرای اصلاحات در کشورهای پیرامون از جمله ایران در آمریکا در اواخر سال 1339 روی کار آمد و بلافاصله دستورالعمل اجرای این اصلاحات را برای حکومت ایران فرستاد. اما محمدرضا پهلوی به دلیل نفوذ غیر قابل انکار آیت ا... بروجردی در ایران که مرجعیت مطلق را داشتند اجرای اصلاحات مورد نظر آمریکایی ها را تا حدودی به تعویق انداخت. تا اینکه در فروردین 1340 آیت ا... بروجردی به رحمت خدا رفت و محمدرضا پهلوی بلافاصله پس از رحلت ایشان، با انتصاب علی امینی مُهره مورد وثوق آمریکایی ها به نخست وزیری در صدد اجرای اصلاحات برآمد. البته محمدرضا پهلوی برای آسوده شدن از مخالفت های احتمالی علمای قم علیه اصلاحاتش، در صدد برآمد تا پایگاه مرجعیت را از قم به نجف اشرف در عراق منتقل کند. از این رو، پیام تسلیت رحلت آیت ا... بروجردی را به آیت ا... سید محسن حکیم، مجتهد شیعی عراقی ارسال کرد. (فراتی، 1378: 30) روحانیان مبارز این اقدام شاه را بی اعتنایی به مراجع قم و قدم اول در راه تضعیف روحانیت ایران تلقی کردند. هرچند محمدرضا شاه در چنین هدفی ناکام ماند، اما علاقه مند بود تا این مقام در مراجع قم متمرکز نگردد و پراکندگی و تشتت مرجعیت از نگرانی های او بکاهد. در درجه بعد واکنش های متعددی نیز در حوزه علمیه قم در قبال مسئله مرجعیت به وقوع پیوست. نگرانی از آینده زعامت حوزه سبب شد تا آیت ا... بهبهانی از علمای بزرگ قم که در مظان مرجعیت بودند را دعوت کند تا در نشست اضطراری درباره سرنوشت حوزه تصمیم مشترکی اتخاذ کنند. از این جلسه به بعد بود که به تدریج امام خمینی در کنار عالمانی همچون آیت ا...گلپایگانی و آیت ا... نجفی مرعشی مرجعیت تقلید را برعهده گرفت. بنابراین، از این زمان به بعد شاهد هستیم که امام خمینی (ره) به عنوان مرجع تقلید در کنار مسائل مربوط به امور دینی و مذهبی مردم به امور اجتماعی و سیاسی جامعه واکنش نشان می دهند.</span></p> <p dir="RTL"><span><span>2ـ سیاست ها و برنامه های ضداسلامی نظام پهلوی</span><br> </span></p> <p dir="RTL"><span>الف- مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی</span></p> <h1 dir="RTL"></h1> <p dir="RTL"><span>همانطور که اشاره شد، رژیم پهلوی بعد از رحلت آیت ا... بروجردی که تصور می کرد کسی نمی تواند جای خالی وی را پر کند، در صدد اجرای سیاست ها و برنامه های اصلاحی ضددینی و مذهبی برآمد. در اولین گام در 16 مهر سال 1341 به تصویب لایحه اصلاحی قانون انجمن های ایالتی و ولایتی اقدام نمود. به موجب این لایحه، واژه اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده و انتخاب شوندگان نیز به جای این که مراسم تحلیف را با قرآن به جای آورند، از این پس این کار را با کتاب آسمانی خود انجام می دادند. </span></p> <p dir="RTL"><span>امام خمینی که تصویب لایحه مذکور را مقدمه برنامه های ضد قانونی و ضد اسلامی رژیم شاه می دانست، بلافاصله علمای طراز اول قم را دعوت کرد تا درباره این لایحه به مشورت و تصمیم گیری بپردازند. امام در این جلسه، اهداف دولت را برملا کرد و نسبت به تصویب چنین لایحه ای اعلام خطر کرد. در پایان جلسه نیز تصمیمات زیر گرفته شد؛</span></p> <p dir="RTL"><span>1. طی تلگرافی به شاه، مخالفت مراجع و علما را با لایحه اعلام داشته و لغو فوری آن، درخواست شود.</span></p> <p dir="RTL"><span>2. علمای تهران و شهرستانها را از طریق نامه و پیغام در جریان امر قرار داده و از ایشان برای آگاه کردن مردم و مقابله با دولت دعوت شود.</span></p> <p dir="RTL"><span>محمدرضا پهلوی و اسدا... علم نخست وزیر وقت با پاسخ های بسیار سطحی به تلگراف علما با بی اعتنایی از کنار این موضوع عبور کردند. اما امام خمینی ساکت ننشستند و با ارسال تلگراف مستقیم به نخست وزیر و با سخنرانی ها، صدور اعلامیه های متعدد و ارسال نامه ها و پیک های بسیاری برای شخصیت های سیاسی و روحانی شهرها، تحرکی گسترده انجام داد، که بسیج مردمی علیه دولت و رژیم پهلوی برپا شد. سرانجام، با تلاش ها و پیگیری های امام و مراجع قم و پشتیبانی مردم، لایحه مذکور در آذر 1341 لغو شد.</span></p> <p dir="RTL"><span>ب- اصول ششگانه (انقلاب سفید)</span></p> <h1 dir="RTL"></h1> <p dir="RTL"><span>رژیم پهلوی که در اولین گام از اجرای سیاست های ضد دینی و ضد اسلامی خود در مقابل علما و روحانیون ناکام ماند، تلاش کرد از طریق دیگری این سیاست ها را پیگیری کند. بر این اساس، محمدرضا پهلوی در 19 دی 1341 (سالروز تصویب اصلاحات ارضی) به طور رسمی اعلام کرد، قصد دارد اصول شش گانه ای را به رفراندوم (همه پرسی) بگذارد. 1. الغای رژیم ارباب رعیتی 2. ملی کردن جنگل ها در سراسر کشور 3. فروش سهام کارخانجات دولتی 4. سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه های تولیدی و صنعتی 5. اصلاح قانون انتخابات 6. ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری. این اصول که شاه به آنها نام «انقلاب سفید» داده بود، در حقیقت همان دستورالعمل ها و اصلاحاتی بود که آمریکا به کشورهای توسعه نیافته و پیرامون خود اعلام کرده بود. (رجبی، 1374: 181) اصول فوق، با جملاتی زیبا و سنجیده معرفی شده بود که مخالفت با آنها، مخالفت با منافع عمومی و مصالح ملی قلمداد می گردید.</span></p> <p dir="RTL"><span>در واکنش به این اقدام شاه، امام خمینی بار دیگر مراجع قم را به تشکیل جلسه و اخذ تصمیم فراخواند. در آن جلسه نتیجه بر آن شد که نمایندهای از سوی رژیم دعوت شود تا انگیزه شاه را از طرح این لوایح توضیح دهد. گفتگوی چند باره علما با نماینده شاه (بهبودی) و عدم پاسخ مناسب به پرسش ها و پیشنهادهای علما بی نتیجه ماند و سبب شد که روحانیون خود نمایندهای (آیت ا... آقا روح ا... کمالوند) به نزد شاه روانه کنند. شاه نیز به جای اینکه توضیح روشنی به پرسش های نماینده علما بدهد، می گوید: اگر آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود من باید این برنامه را اجرا کنم، زیرا اگر (این کار را) نکنم از بین میروم. (رجبی،1374: 181) با این سخنان شاه، برای امام خمینی و سایر علما روشن شد که اصول ادعایی محمدرضا پهلوی مورد حمایت کامل آمریکاست تا جایی که ادامه سلطنتش به اجرای لوایح بستگی دارد. </span></p> <p dir="RTL"><span>امام خمینی (ره) در واکنش به اصرار شاه بر انجام رفراندوم، در 2 بهمن 1341 طی اعلامیه ای آن را تحریم کرده و رفراندوم را اجباری نامید که در مقابل حکم اسلام و قانون اساسی بیارزش است. امام خمینی که این اعلامیه را در پاسخ به استفتای جمعی از متدینان تهران نگاشته است به اشکالاتی نظیر پیشبینی نشدن آن (رفراندوم) در قانون، روشن نبودن مقام صالحه اجرای آن در قانون، کم بودن مهلت بررسی، کافی نبودن معلومات رأی دهندگان برای بررسی و وجود جو زور و فشار اشاره می کند. به دنبال انتشار این اعلامیه، بازار تهران تعطیل شد و کسبه با سردادن شعارهایی علیه رفراندوم به تظاهرات پرداختند. گروهی از مردم و دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران نیز تظاهراتی برپا کردند که مورد هجوم پلیس قرار گرفته و تعدادی از آنها مجروح و دستگیر شدند. در قم نیز تظاهرات مردمی با حمله پلیس و مجروح شدن و دستگیری عده ای مواجه شد.</span></p> <p dir="RTL"><span>شاه درصدد برمیآید با سفر به قم در جهت کنترل اوضاع اقدام نماید. ولی در سفر خود به قم با عدم استقبال و بیاعتنایی مواجه میشود و در واکنش بدین وضع، طی یک سخنرانی روحانیت را با تعابیر موهن «ارتجاع سیاه» و بدتر از «ارتجاع سرخ» مورد حمله قرار میدهد. سرانجام در 6 بهمن، رفراندوم انجام گردیده و اعلام میشود که اصول پیشنهادی شاهنشاه به تصویب ملت رسید. «کندی» رئیسجمهور وقت آمریکا پیروزی شاه را تبریک میگوید و سفیر انگلیس رضایت ملکه انگلیس را به اسدا... عَلَم نخست وزیر اعلام مینماید و رادیو مسکو برنامه اصلاحی شاه را میستاید. (روحانی، 1356: 271)</span></p> <p dir="RTL"><span>امام خمینی به علما و مراجع پیشنهاد میکند در ماه رمضان </span> <span>- </span><span>که از 8 بهمن آغاز میشد </span><span>-</span><span> از شرکت در نماز جماعت و سخنرانی خودداری نموده، همه مساجد کشور تعطیل گردد و دلایل آن نیز به عموم مردم اعلام شود. به دنبال این حرکت وضعیت فوقالعادهای در کشور پدید آمده و مساجد در پارهای از شهرها تعطیل میگردد و ماه رمضان در هالهای از تردید و سکوت آغاز میگردد. </span> </p> <p dir="RTL"><span>شاه نیز در 23 اسفند 1341 طی سخنانی در پایگاه وحدتی دزفول، از مراجع و روحانیان به زشتی یاد کرد و نسبت به یک سرکوب قریب الوقوع هشدار داد. امام خمینی نیز با صدور اعلامیهای نوروز 1342 را عزای عمومی اعلام میکند (صحیفه نور، ج1، 1361: 336) و در جلسهای با مراجع و علمای قم از آنها نیز درخواست مینماید چنین اقدام کنند که برخی با این اقدام مخالفت مینمایند، ولی آیات عظام میلانی، شریعتمداری، روحانی و بهبهانی در اعلامیههای جداگانه و چهل و شش نفر از علمای سرشناس تهران در اعلامیه مشترک، عید نوروز را عزای عمومی اعلام میکنند</span><span>.</span><span> </span><span>این واکنش وضعیت ویژهای را در کشور پدید میآورد و سرآغاز دور تازهای در مسیر تحولات این مقطع میگردد.</span></p> <p dir="RTL"><span>ج- فاجعه فیضیه (کشتار طلاب و روحانیون)</span></p> <h1 dir="RTL"></h1> <p dir="RTL"><span>در دوم فروردین 1342 که مصادف با 25 شوال 1382 ه.ق. سالگرد شهادت امام صادق(ع) بود، مجلس سوگواری از سوی امام خمینی در بیتشان و از سوی آیت ا... گلپایگانی در مدرسه فیضیه برگزار گردید. آن روز مأموران زیادی که به طور ناشناس با اتوبوس وارد قم شده بودند پس از ناکامی از برهم زدن مجلس سوگواری بیت امام، وارد مدرسه فیضیه شده </span> <span>و با حمله به طلاب و به گلوله بستن مدرسه، اثاثیه حجرهها را در وسط مدرسه به آتش میکشند. در این حادثه عدهای از طلاب کشته و زخمی شدند. در همین روز حملة مشابهی نیز به مدرسه طالبیة تبریز صورت میگیرد. وقتی خبر فاجعه فیضیه را به امام خمینی رساندند ایشان بلافاصله تصمیم گرفت به طرف آن مدرسه حرکت کند. روحانیان و مردم حاضر در منزل که از احتمال گزند به ایشان نگران بودند، مانع خروج امام از منزل شدند. این واقعه طنین خود را در کشور بازیافت؛ نماز جماعت مساجد تهران و پارهای دیگر از شهرها تا یک هفته تعطیل شد</span><span>.</span><span> </span><span>علمای نجف، کربلا و مشهد با صدور تلگرامهایی واکنش نشان دادند و آیتا... خویی و شیرازی، شاه را عامل این جنایت تلقی نمودند و آیتا... حکیم تقاضای مهاجرت مراجع ایران به نجف به عنوان اعتراض به شاه را کرد. رژیم شاه تلاش نمود واقعه را درگیری میان مردم و دهقانان از یک سو و روحانیان از سوی دیگر، بر سر مسئله اصلاحات ارضی و حق رأی بانوان معرفی نماید. شاه برای تحقیر روحانیان، دستور داد آنها به خدمت وظیفه اعزام شوند. در مقابل، امام خمینی از این امر استقبال نمود و طلاب را دعوت به فراگیری خوب تعلیمات نظامی کرد. (روزنامه اطلاعات، 6/ 1/ 1342) از طرفی امام خمینی در واکنش به فاجعه فیضیه در سخنان و اطلاعیه های متعددی که به مناسبت های مختلف درباره این حادثه ایراد و منتشر می ساخت به افشاگری علیه ماهیت دولت پهلوی می پرداخت و مردم را نسبت به عمق فاجعه مطلع می نمود.</span><span> (صحیفه نور، 1361: 84-82)</span></p> <p dir="RTL"><span> </span></p> <p dir="RTL"><span>قیام 15 خرداد 42</span></p> <h1 dir="RTL"></h1> <p dir="RTL"><span>امام خمینی به مناسبت چهلم حادثه فیضیه دعوت به برگزاری مجلس ختم کرد و روز بعد در بیانات آغاز درس حوزه، دولت را مورد حمله قرار داد. وی در همین زمان علمای نجف و قم را نیز مورد عتاب قرار میدهد. مذمت دولت در رابطه با حمایت از فرقه بهایی و یادآوری خطر نزدیکی ایران به اسرائیل از مضامین مورد تأکید امام خمینی بود. ایشان پیش از آغاز محرم، وعاظ را مورد خطاب قرار داد و از آنها خواست سیاست های ضداسلامی شاه و همدستی او با اسرائیل را مورد انتقاد قرار دهند. ساواک نیز متقابلاً عدهای از وعاظ را احضار نمود و از آنان خواست به سه مطلب اشاره نکنند؛ 1. برضد شاه سخنی نگویند 2. علیه اسرائیل مطلبی نگویند.3. مرتب به مردم نگویند اسلام و قرآن در خطر است. </span></p> <p dir="RTL"><span>امام خمینی از آغاز محرم در منزل خود مجلس روضهخوانی منعقد میکند و هر شب نیز به یکی از مجالس سوگواری محلههای قم سر میزند. پیشتر به مراجع و علمای قم نیز پیشنهاد کرده بود تا در روز عاشورا در مدرسه فیضیه سخنرانی نموده و از مظالم رژیم سخن گویند. در این زمان، غلیان و التهابی در شهر پدید آمده و بسیاری نیز از دیگر شهرها به قم آمدند. بعدازظهر عاشورا - 13 خرداد42 </span><span>-</span><span> امام خمینی برای ایراد سخنرانی به طرف مدرسه فیضیه ره سپار شد. جمعیت بسیاری در اطراف فیضیه و در صحن حرم تجمع نمودند. اکنون این امام بود که واکنش های او امواج اجتماعی را به حرکت درمیآورد؛ امام خمینی در سخنرانی کوبنده خود، حادثه حمله به فیضیه را مورد مؤاخذه قرار میدهد، به اسرائیل و نقش او در سیاست ایران حمله میکند، و به نصیحت شاه میپردازد. صبح این روز در تهران نیز مردم به خیابان ها ریخته و در میدان بهارستان و دانشگاه تهران تجمع میکنند. روز بعد نیز تظاهرات و حرکت های خیابانی ادامه مییابد. این حرکت ها در قم در شکل دستههای عزاداری تا پاسی از شب ادامه یافت. شاه دیگر دریافته بود که موج های خروشان در دستان امام قرار گرفته و بدین سان تصمیم میگیرد با حذف او از صحنه، به هر شکل ممکن، به کنترل امور بپردازد. در نیمه شب 12 محرم </span><span>-</span><span>15 خرداد- مأمورن نظامی به منزل امام خمینی هجوم آورده، او را دستگیر نموده، به باشگاه افسران تهران و از آنجا به پادگان قصر منتقل مینمایند. در روز 15 خرداد با رسیدن خبر دستگیری امام، اعتراضات گستردهای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد. تظاهرات تبدیل به شورش گسترده خیابانی میشود و دستجات مردم بیمهابا در مواجهه با نظامیان مستقر در شهر قرار میگیرند. در خیابان های مرکزی قم و تهران سیل جمعیت غیرقابل کنترل میشود. مأموران نظامی به روی تظاهر کنندگان آتش گشودند. مردم نیز با چوب و سنگ به دفاع از خود برخاستند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و هزاران نفر از مردم کشته و مجروح شدند. فجیع ترین حادثه، قتل عام دهقانان کفن پوش ورامینی بود که در پشتیبانی از امام راهی تهران شده بودند. مأموران نظامی در سرپل باقرآباد با آنها روبرو شده و با سلاح های سنگین مردم را قتل عام کردند. </span><span>(حدیث انقلاب،1377: 228-227)</span></p> <p dir="RTL"><span><span>شاه دو روز بعد از نهضت 15 خرداد، قیام مردم را بلوا و اقدامی وحشیانه و نتیجه اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه نامید و سعی کرد تا آن را به خارج از مرزها و کسانی همچون جمال عبدالناصر</span><span>نسبت دهد</span><span dir="LTR">.</span> سستی ادعاهای شاه بر هیچ کس پوشیده نبود. برخلاف ادعاهای مکرر شاه، عناصر چپ و کمونیست ها نه تنها هیچ گونه مشارکتی در این قیام نداشتند بلکه حزب توده و دیگر کمونیست های ایران در نوشته ها و مواضع خویش به تکرار تفسیر رادیو مسکو و روزنامه های شوروی از وقایع پانزده خرداد می پرداختند. حزب کمونیست شوروی، قیام 15 خرداد را حرکتی کور و ارتجاعی بر ضد اصلاحات مترقّیانه شاه می دانست.ادعای کذب دیگر شاه (در مورددخالت دولت مصر) نیز علیرغم تلاش و دسیسه ساواک هیچ گاه از سوی احدی باور نشد. استقلال تمام عیار قیام پانزده خرداد آنچنان برملا و فاحش بود که اینگونه اَنگها نمی توانست کمترین لطمه ای بدان وارد سازد<span dir="LTR">.</span> (سایت جماران)</span></p> <p dir="RTL"><span>امام خمینی نیز در بازداشت، با استناد به اینکه استقلال قضایی در ایران وجود ندارد و قضات تحت فشارند، از پس دادن بازجویی خودداری کرد. علما و روحانیون در ایران و عراق، با صدور تلگرامهایی دستگیری امام خمینی و دیگر روحانیون و کشتار مردم عزادار دوازدهم محرم را محکوم کردند. امام خمینی در 4 تیرماه به زندان پادگان عشرتآباد منتقل شد و 40 روز در آنجا حبس گردید. در 29 تیرماه، همه روحانیون دستگیر شده به استثنای امام خمینی، شیخ بهاءالدین محلاتی و حاج آقا حسن قمی و دستغیب آزاد شدند. در 11 مرداد، امام خمینی، محلاتی و قمی به یکی از منازل ساواک در داودیه تهران منتقل شدند. مردم به محض اطلاع، برای دیدار وی به محل اقامت روانه شدند و صف طویلی از دیدارکنندگان پدید آمد. از روز بعد ملاقات با امام ممنوع اعلام شد و منزل به محاصره پلیس درآمد، ایشان سه روز بعد به منزلی در قیطریه منتقل گردید. امام در مدت اقامت در این محل، از طریق آمد و شد نزدیکان اخبار را دریافت میکرد و دستورات و توصیههای خود را انتقال میداد. در 15 فروردین 1343، پس از سالگرد واقعه فیضیه و پیش از ماه ذیحجه و محرم، رژیم پهلوی امام را آزاد کرد. خبر آزادی امام موجی از شادی آفرید و دیدارکنندگان را از قم و شهرهای دیگر، به سمت منزل ایشان روانه ساخت.</span></p> <p dir="RTL"><span> </span></p> <p dir="RTL"><span>نتایج، آثار و پیامدهای قیام 15 خرداد 42</span></p> <h1 dir="RTL"></h1> <p dir="RTL"><span>راز ماندگاری پانزده خرداد در این است که به عنوان نقطه عزیمت و سرمنشاء بسیاری از تحولات ایران به شمار می آید. گرچه خود نیز با توجه به کارکردهای علما و گروه های دینی در دهه های گذشته می باشد. به عبارت دیگر پانزده خرداد ثمره تلاش های گذشتگان بود و خود نیز نقطه عطفی در مبارزات سیاسی و دینی انقلاب اسلامی می باشد. بنابراین، عمده ترین نتایج، آثار و پیامد قیام 15 خرداد 42 را می توان به شرح ذیل برشمرد:</span></p> <p dir="RTL"><span><span>1- مردمی و خودجوش بودن قیام؛ در شرایطی</span><span dir="LTR"></span><span>که </span><span dir="LTR"></span><span>بنا به شواهد و قرائن</span><span dir="LTR"></span><span>، در آستانة </span><span dir="LTR"></span><span>قیام </span><span dir="LTR"></span><span>15 خرداد گروه ها و احزاب</span><span dir="LTR"></span> فعال<span dir="LTR"></span>سیاسی<span dir="LTR"></span> در انفعال <span dir="LTR"></span>و بلاتکلیفی<span dir="LTR"></span> به <span dir="LTR"></span>سر می<span dir="LTR"></span>بردند، مردم <span dir="LTR"></span>از اقشار گوناگون <span dir="LTR"></span>به<span dir="LTR"></span>طور خودجوش <span dir="LTR"></span>به <span dir="LTR"></span>صحنه <span dir="LTR"></span>آمدند و با فداکاری<span dir="LTR"></span> و ایثارگری<span dir="LTR"></span> بی<span dir="LTR"></span>نظیر نظام<span dir="LTR"></span> شاهنشاهی <span dir="LTR"></span>را به <span dir="LTR"></span>مبارزه<span dir="LTR"></span> طلبیدند.</span></p> <p dir="RTL"><span><span>2- رهبری منحصر به فرد و </span><span dir="LTR"></span><span>بی</span><span dir="LTR"></span><span>نظیر امام </span><span dir="LTR"></span><span>خمینی؛ امام </span><span dir="LTR"></span><span>خمینی </span><span dir="LTR"></span><span>از جمله </span><span dir="LTR"></span><span>رهبرانی </span><span dir="LTR"></span><span>است </span><span dir="LTR"></span><span>که </span> <span dir="LTR"></span><span>دارای</span><span dir="LTR"> </span><span>شخصیتی </span> <span dir="LTR"></span><span>ممتاز و دارای ابعاد مختلف فکری می باشد. تسلط</span><span dir="LTR"></span> کم<span dir="LTR"></span> نظیر در شناخت<span dir="LTR"></span> مکتب های <span dir="LTR"></span>فلسفی <span dir="LTR"></span>شرق<span dir="LTR"></span> و غرب<span dir="LTR"></span> به ویژه <span dir="LTR"></span>عرفان<span dir="LTR"></span>، مرجعیت <span dir="LTR"></span>او، صراحت <span dir="LTR"></span>بی<span dir="LTR"></span>باکانه<span dir="LTR"></span>، قدرت<span dir="LTR"></span> کم<span dir="LTR"></span>نظیر در جذب<span dir="LTR"></span> مخاطب<span dir="LTR"></span>، چهره <span dir="LTR"></span>ناآرام<span dir="LTR"></span>، مبارز و قاطع<span dir="LTR"></span>، داشتن <span dir="LTR"></span>بیان<span dir="LTR"></span> و لهجه <span dir="LTR"></span>عادی <span dir="LTR"></span>و مردمی<span dir="LTR"></span> از جمله<span dir="LTR"></span> ویژگی های <span dir="LTR"></span>این <span dir="LTR"></span>بزرگ مرد مبارزه <span dir="LTR"> </span>بوده <span dir="LTR"></span>است<span dir="LTR"></span>. با چنین<span dir="LTR"></span> خلق<span dir="LTR"></span> و خوی <span dir="LTR"></span>و توانائی های<span dir="LTR"></span> بود که <span dir="LTR"> </span>امام<span dir="LTR"></span> خمینی (ره) <span dir="LTR"></span>در صحنة <span dir="LTR"> </span>سیاست<span dir="LTR"></span> ایران <span dir="LTR"></span>ظهور کرد و مرشد و مراد مردم <span dir="LTR"></span>خود شد. تهور تردید ناپذیر امام<span dir="LTR"></span>خمینی<span dir="LTR"></span> در ابراز سخنان<span dir="LTR"></span> هیجان<span dir="LTR"></span>زا و به<span dir="LTR"></span>میدان<span dir="LTR"></span> مبارزه <span dir="LTR"></span>طلبیدن <span dir="LTR"></span>مقام<span dir="LTR"></span> «قدر قدرت <span dir="LTR"></span>شاهی» <span dir="LTR"></span>سبب <span dir="LTR"></span>شد که<span dir="LTR"></span> مهر تائید «رهبریت<span dir="LTR"></span>» ایشان توسط<span dir="LTR"></span> گروه های <span dir="LTR"></span>مخالف <span dir="LTR"></span>شاه <span dir="LTR"></span>در کارنامة <span dir="LTR"></span>زندگیشان <span dir="LTR"></span>نقش <span dir="LTR"></span>بندد. </span></p> <p dir="RTL"><span><span>3- مطرح شدن اسلام </span><span dir="LTR"></span><span>به عنوان </span><span dir="LTR"></span><span>یک </span><span dir="LTR"></span><span>مکتب </span><span dir="LTR"></span><span>مبارزه</span><span dir="LTR"></span><span> در این قیام؛ مردم</span><span dir="LTR"></span> با الهام <span dir="LTR"></span>گرفتن <span dir="LTR"></span>از الگوهای <span dir="LTR"> </span>اسلامی <span dir="LTR"></span>دست <span dir="LTR"></span>به<span dir="LTR"></span> مبارزه <span dir="LTR"></span>با نظام <span dir="LTR"></span>مستبد و طاغوت <span dir="LTR"> </span>زدند. وقوع <span dir="LTR"></span>قیام<span dir="LTR"></span> در ماه محرم<span dir="LTR"></span> و به ویژه<span dir="LTR"></span> روز عاشورا، تشبیه <span dir="LTR"></span>شاه <span dir="LTR"></span>به<span dir="LTR"></span> یزید، رهبری <span dir="LTR"></span>روحانیت <span dir="LTR"></span>و مشارکت<span dir="LTR"></span>گستردة<span dir="LTR"></span> گروه های <span dir="LTR"></span>مذهبی <span dir="LTR"></span>در این <span dir="LTR"></span>قیام <span dir="LTR"></span>همگی <span dir="LTR"></span>نشان <span dir="LTR"></span>از اسلامی<span dir="LTR"></span> بودن <span dir="LTR"></span>مبارزه<span dir="LTR"></span> دارند.</span></p> <p dir="RTL"><span><span>4- مبارزة</span><span dir="LTR"></span> همزمان <span dir="LTR"> </span>علیه <span dir="LTR"></span>استبداد داخلی<span dir="LTR"></span> و استکبار خارجی؛ در نهضت های قبل<span dir="LTR"></span> از 15<span dir="LTR"></span>خرداد 42 همواره<span dir="LTR"></span> یک<span dir="LTR"></span> جنبة<span dir="LTR"> </span>مبارزات <span dir="LTR"></span>نادیده<span dir="LTR"></span> گرفته می<span dir="LTR"></span>شد. به<span dir="LTR"></span> علت<span dir="LTR"></span> نادیده <span dir="LTR"></span>گرفتن <span dir="LTR"></span>یک<span dir="LTR"></span> بعد مبارزه <span dir="LTR"></span>نهضت های <span dir="LTR"></span>مشروطه <span dir="LTR"> </span>و ملی<span dir="LTR"></span> شدن <span dir="LTR"></span>صنعت نفت <span dir="LTR"> </span>شکست <span dir="LTR"></span>خوردند. نهضت <span dir="LTR"></span>مشروطه<span dir="LTR"></span> استبداد داخلی <span dir="LTR"></span>را از بین <span dir="LTR"></span>برد ولی <span dir="LTR"> </span>از آنجائیکه <span dir="LTR"></span>مبارزه <span dir="LTR"></span>با استکبار نادیده<span dir="LTR"></span> گرفته<span dir="LTR"></span> شد، استبداد دوباره<span dir="LTR"></span> بازگردانده <span dir="LTR"></span>شد. در نهضت <span dir="LTR"></span>ملی<span dir="LTR"></span>شدن<span dir="LTR"></span> صنعت <span dir="LTR"></span>نفت <span dir="LTR"></span>استکبار انگلیس<span dir="LTR"></span> شکست <span dir="LTR"></span>داده <span dir="LTR"></span>شد، ولی <span dir="LTR"></span>در نهایت <span dir="LTR"></span>پایگاه <span dir="LTR"></span>استبداد به محلی <span dir="LTR"> </span>برای <span dir="LTR"></span>سرنگونی <span dir="LTR"></span>دولت <span dir="LTR"> </span>ملی <span dir="LTR"></span>تبدیل <span dir="LTR"></span>شد. امام <span dir="LTR"> </span>خمینی <span dir="LTR"></span>به درستی <span dir="LTR"></span>واقف<span dir="LTR"></span> بود نهضت<span dir="LTR"></span> زمانی<span dir="LTR"></span> موفق<span dir="LTR"></span> خواهد بود که <span dir="LTR"></span>همزمان<span dir="LTR"></span> علیه <span dir="LTR"></span>استکبار و استبداد مبارزه <span dir="LTR"></span>کند. به<span dir="LTR"></span> همین<span dir="LTR"></span> دلیل<span dir="LTR"></span> است<span dir="LTR"></span> که <span dir="LTR"></span>امام <span dir="LTR"></span>هم <span dir="LTR"></span>به <span dir="LTR"></span>شاه<span dir="LTR"> </span>حمله <span dir="LTR"></span>می<span dir="LTR"></span>کند و هم <span dir="LTR"></span>به رژیم صهیونیستی<span dir="LTR"></span>. ایشان <span dir="LTR"> </span>با این <span dir="LTR"></span>استراتژی <span dir="LTR"></span>نشان<span dir="LTR"></span> می<span dir="LTR"></span>دهد که<span dir="LTR"></span> استبداد و استکبار دو روی <span dir="LTR"></span>یک <span dir="LTR"></span>سکه<span dir="LTR"></span> هستند که <span dir="LTR"></span>این <span dir="LTR"></span>وضعیت<span dir="LTR"></span> ناگوار را برای <span dir="LTR"></span>مردم <span dir="LTR"></span>ایران <span dir="LTR"></span>به وجود آورده<span dir="LTR"></span>اند. لذا اگر از یکی <span dir="LTR"></span>از طرفین <span dir="LTR"></span>غافل <span dir="LTR"></span>باشیم<span dir="LTR"></span> موفق<span dir="LTR"></span> نخواهیم <span dir="LTR"></span>شد. فرایند مبارزه<span dir="LTR"></span> همزمان <span dir="LTR"> </span>در دو جبهه <span dir="LTR"></span>در پیروزی <span dir="LTR"></span>انقلاب <span dir="LTR"></span>اسلامی <span dir="LTR"></span>به<span dir="LTR"></span> سرنگونی<span dir="LTR"></span> نظام <span dir="LTR"></span>شاهنشاهی <span dir="LTR"></span>منجر شد و در تصرف <span dir="LTR"> </span>سفارت<span dir="LTR"></span> آمریکا (لانه جاسوسی) به <span dir="LTR"></span>خشکانیدن<span dir="LTR"></span> ریشه <span dir="LTR"></span>استکبار انجامید.</span></p> <p dir="RTL"><span><span>5- رویارویی با اصل نظام شاهنشاهی و مبارزه </span><span dir="LTR"></span><span>با شخص</span><span dir="LTR"> </span><span>اول</span><span dir="LTR"> </span><span>مملکت</span><span dir="LTR"></span><span>؛ امام</span><span dir="LTR"></span><span> خمینی بهدرستی </span><span dir="LTR"></span><span>ریشة </span><span dir="LTR"></span><span>مشکلات </span><span dir="LTR"></span><span>را وجود شاه </span><span dir="LTR"></span><span>در رأس</span><span dir="LTR"> </span><span>حکومت </span><span dir="LTR"></span><span>می</span><span dir="LTR"></span><span>دانست</span><span dir="LTR"></span><span>. بنابراین </span><span dir="LTR"></span><span>برخلاف </span><span dir="LTR"></span><span>دیگران</span><span dir="LTR"></span> که <span dir="LTR"></span>فقط <span dir="LTR"></span>به <span dir="LTR"></span>نهادهای <span dir="LTR"></span>فرودست<span dir="LTR"> </span>و از جمله <span dir="LTR"> </span>دولت <span dir="LTR"></span>انتقاد می کردند، ایشان نوک <span dir="LTR"> </span>حملات<span dir="LTR"></span> را متوجه <span dir="LTR"></span>شاه <span dir="LTR"> </span>کرد و بدین <span dir="LTR"></span>ترتیب<span dir="LTR"></span> راه<span dir="LTR"></span> را برای <span dir="LTR"></span>سرنگونی <span dir="LTR"></span>نظام <span dir="LTR"></span>شاهنشاهی<span dir="LTR"></span> باز کرد. از این رو، قیام 15 خرداد چهره مزورانه و منافقانه شاه را افشا و ماهیت رژیم وی را برای مردم روشن ساخت.</span></p> <p dir="RTL"><span>در نهایت اینکه، قیام 15 خرداد 1342 هر چند به ظاهر یک یا چند روز طول کشید، ولی به دلیل انگیزههای الهی که داشت، به عنوان مبداء انقلاب اسلامی و منشاء تحولات وسیع داخلی و بینالمللی شد به گونهای که امام خمینی(ره) در تاریخ 1/ 6/ 1349 فرمودند:"15 خرداد از خاطرهها محو نخواهد شد و باید در سالروز آن، هر چه بیشتر آن را زنده نگه داشت، پانزده خرداد که مصادف با دوازدهم محرم بود؛ سند زنده مخالفت شجاعانۀ ملت ایران در مقابل استبداد عمال اجانب و استعمار چپ و راست بود."</span><span> (صحیفه نور، 1381 : 988)</span></p> <p dir="RTL"><span>انتهای پیام/<br> </span></p>