آیات 1ـ «قُل اَمرَ رَبّی بِالقسطِ وَ اَقیمُوا وُجوهَکم عِندَ کُلِّ مسجد و ادعُوهُ مُخلصینَ لَه الدّینَ کَما بَدأَکم تَعودوُنَ.» (اعراف: 29); بگو: پروردگارم به عدالت فرمان داده است و توجه خویش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او کنید و او را بخوانید و دین خود را براى او خالص گردانید و بدانید همان گونه که در آغاز شما را آفرید، بار دیگر در رستاخیز بازمى گردید. 2ـ «مَا کانَ لِلمشرکینَ اَن یَعمُروا مَساجدَ اللّهِ شاهدینَ عَلى اَنفسِهم بِالکفرِ اُولئکَ حَبِطَتْ اَعمالُهم و فِى النّارِ هُم خَالدونَ.» (توبه: 17); مشرکان را نشاید که به آبادانى مساجد بپردازند، در حالى که خود بر کفر خویشتن گواهى مى دهند. اعمال آن ها بى ثمر است و ایشان در دوزخ جاودانه خواهند بود. 3ـ «اِنّما یَعُْمرُ مَساجدَ اللّهِ مَن آمنَ بِاللّهِ و الیومِ الآخرِ... .» (توبه: 18); مساجد الهى را تنها کسى آباد مى کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورد و نماز را به پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزى جز خدا نترسد. امید است چنین گروهى هدایت یابند. منظور از آباد ساختن مساجد صرفاً آبادى ساختمان نیست، بلکه به معناى اجتماع و شرکت در مسجد نیز مى باشد. بنابراین، مشرکان نه حق شرکت در مساجد را دارند و نه حق تعمیر و بناى ساختمان آن ها را. عمران مسجد به هر شکلى که باشد، باید به دست مسلمانان انجام گیرد. البته متولّیان و پاسداران مساجد نیز باید از میان پاک ترین افراد انتخاب شوند. باید دست هاى ناپاک را از تمام این مراکز مقدس کوتاه کرد. از روزى که گروهى از زمامداران جبار و یا ثروتمندان آلوده و گنه کار دست به ساخت مساجد و مراکز اسلامى زدند، روح معنویت و برنامه هاى سازنده در آن ها مسخ شد. از این روست که مى بینیم بسیارى از این گونه مساجد در کشورهاى اسلامى شکل مسجد ضرار به خود گرفته است; ساختمان هایى عظیم و باشکوه و داراى جلوه هاى ظاهرى و زیبا، اما درون تهى و بى روح. ممکن است بعضى بگویند چه مانعى دارد که از سرمایه هاى غیر مسلمانان براى عمران و آبادى این مراکز استفاده کنیم؟ اما آن ها که چنین مى گویند، توجه به این نکته اساسى ندارند که اسلام همه جا عمل صالح را میوه درخت ایمان مى شمرد. نیت هاى ناپاک ممکن نیست عمل پاکى به وجود آورد و محصول مفیدى از خود نشان دهد. جمله «لم یخشَ الا الله» در دنباله آیه، نشان مى دهد که عمران و آبادى و نگه دارى مساجد جز در سایه شهادت و شجاعت ممکن نیست. هنگامى این مراکز مقدس اسلامى به صورت کانون هاى انسان سازى و کلاس هاى عالى تربیت در مى آید که بنیان گذاران و پاسداران شجاعى داشته باشد; آن ها که از هیچ کس جز خدا نترسند و تحت تأثیر هیچ مقام و قدرتى قرار نگیرند و برنامه اى جز برنامه هاى الهى در آن پیاده نکنند. آنچه امروز بیش تر اهمیت دارد، عمران و آبادى معنوى مساجد است و به تعبیر دیگر، بیش از آنچه به ساختن مسجد اهمیت مى دهیم، باید به ساختن افرادى که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آن اند اهمیت بدهیم. مسجد باید کانونى باشد براى هرگونه حرکت و جنبش سازنده اسلامى در زمینه آگاهى و بیدارى مردم و پاک سازى محیط و آماده ساختن مسلمانان براى دفاع از میراث هاى اسلام. به خصوص باید توجه داشت که مسجد مرکزى براى جوانان با ایمان گردد.14 در ذیل آیات 17 و 18 سوره توبه (ما کانَ لِلمشرکینَ اَن یَعمرُوا ...)، تفسیر کاشف مى نویسد: «... به این سان مى بینیم از آغاز، چگونه مسجد پیوندى ناگسستنى با عبادت، فرهنگ، اقتصاد و سیاست دارد و چگونه با این آیات، ولایت مشرکان را بر مسجدالحرام لغو مى کند و اجازه نمى دهد سیاست را از اسلام و مسجد جدا سازند و اداره و عمارت مسجد و سقایت حجاج از مشرکان را به دست گیرند، بلکه باید عمارت و ولایت مساجد خدا به دست افراد با ایمان و متعهد و عامل به دستورهاى اسلام (به ویژه نماز، زکات) باشد و آن ها جز از خدا، از کسى نترسند. با این آیات، از زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله)مسجد به صورت کانون عبادى ـ سیاسى در آمد.»15 «اِنّما یَعمُر مَساجَد اللّهِ ... .» مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى کنند که ایمان به خدا دارند ... بعضى عمران مساجد را به بناى ساختمان و بعضى به اجتماع و رونق دادن آن مى دانند و بعضى هر دو معنا را از مفهوم وسیع آیه استفاده مى کنند.16 طبیعى است آباد کردن مسجد تنها روى هم گذاشتن سنگ و آجر نیست; زیرا این کار را طاغوتیان بهتر انجام مى دهند، بلکه ساختن با اخلاص و رونق دادن آن با حضور و اجتماع نمازگزاران و زکات دادن و آن را محراب قرار دادن براى مبارزه با شیطان نفس و دشمنان خداست.17 عرفا گفته اند: «مساجد اعضاى بنده است که به وقت سجود بر زمین نهاده، عمارتش آن است که آن را به ادب شرع دارند و به زیور حرمت بیارایند و هرگز پیش مخلوق از بهر دنیا بر زمین ننهند و جز خداى جل جلاله را استحقاق سجود ندانند.»18 فخر رازى در ارتباط زکات و عمارت مسجد مى نویسد: «اعتبار اقامه نماز و پرداخت زکات در عمران و آبادى مسجد گویى دلالت دارد بر این که آبادى مسجد به حضور در آن است; زیرا وقتى انسان نمازگزار باشد، در مسجد حضور به هم مى رساند و مسجد را رونق و آبادى مى بخشد و وقتى زکات دهنده باشد، طوایف فقرا و مساکین براى دریافت زکات، به مسجد روى مى آورند و بدین وسیله، مسجد آباد مى گردد.»19 ـ آیه دیگرى که درباره مسجد در قرآن ذکر شده آیه 114 سوره بقره است: «و مَن اَظلمُ مِمّن مَنعَ مَساجدَ اللّهِ اَن یُذکرَ فیها اسمهُ وَسعى فی خرابِها اوُلئکَ مَا کانَ لَهم اَن یَدخلوُها اِلاّ خَائفینَ لَهم فِى الدُّنیا خِزىٌ و فِى الاخرةِ عذابٌ عظیمٌ»; و چه کسى ستمکارتر از کسانى است که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى مى کنند و سعى در ویرانى آن ها دارند. شایسته نیست آنان جز با ترس و وحشت وارد این کانون هاى عبادت شوند. و بهره آن ها در دنیا رسوایى و در سراى دیگر عذاب عظیم است. این آیه مصداق کامل عمل رژیم ستم شاهى و عمّال جیره خوار او بود که در دوران انقلاب و پیش از آن با شیوه هاى گوناگون، سعى در ممانعت از اجتماع مردم در مساجد داشتند و عملاً به تخریب باطنى آن ها دست مى زدند; چرا که تخریب و ویرانى مسجد صرف از بین بردن ساختمان آن نیست. اگر مسجد داراى روح عبادت و فعالیت مذهبى نباشد ویرانه اى بیش نیست. بر این اساس، خداوند متعال از کسانى که سعى دارند مانع عبادت در مساجد شوند و از بردن نام خدا و ایجاد ارتباط بین عبد و معبود در آن ها جلوگیرى نمایند به عنوان ستم کارترین مردم نام مى برد و به مؤمنان سفارش مى کند در مقابل این زورگویى ها مقاومت نمایند، به طورى که دشمنان نه تنها مانع اعمال آن ها نگردند، بلکه در درون خود، ترس و دلهره اى را احساس کنند تا توان ورود به این مکان مقدس را نداشته باشند. این جزاى دنیایى آن هاست که چنین خوار و رسوا شوند. البته خداوند متعال در قیامت به عذاب عظیم گرفتارشان خواهد کرد. این آیه شریفه به روشنى، نقشى را که مساجد مى توانند در تربیت اجتماعى، سیاسى و دینى مردم مسلمان داشته باشند، بیان مى دارد. «وَالّذینَ اتّخذُوا مَسجداً ضِراراً و کُفراً و تَفریقاً بینَ المؤمنینَ و اِرصاداً لِمَن حَاربَ اللّهَ و رَسولَه مِن قبلُ ولَیحلفنَّ اِن اَردنَا اِلاّ الحُسنى و اللّهُ یَشهدُ اِنّهم لَکاذبونَ». «لاَتَقُم فیهِ اَبداً لَمسجدٌ اُسّسَ عَلَى التّقوى مِن اَوّلِ یَوم اَحقُّ اَن تَقومَ فیه، فیهِ رجالٌ یُجبّونَ اَن یَتطهَّروُا وَاللّهُ یُحبُّ المطّهّرینَ» (توبه: 107 و 108); گروهى دیگر از آنان، کسانى هستند که مسجدى ساختند براى زیان رساندن به مسلمانان و تقویت کفر و تفرقه میان مؤمنان و کمین گاه براى کسى که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بود. آن ها سوگند یاد مى کنند که نظرى جز نیکى و خدمت نداشته ایم، اما خداوند گواهى مى دهد که آنان دروغ مى گویند. هرگز در آن مسجد (ضرار) قیام (اقامه نماز و عبادت) مکن; آن مسجدى که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده شایسته تر است که در آن قیام کنى; زیرا در آن مردانى هستند که دوست دارند پاکیزه باشند و خداوند پاکیزگان را دوست دارد.