<p class="" dir="RTL"><b><span>هرگز چنین کاری نخواهم کرد...</span></b></p> <p class="" dir="RTL"><span>وی در 11/12/1327 در شهر اصفهان در یک خانواده</span><span> </span><span>روحانی دیده به جهان گشود. او پس از گذراندن دوران کودکی وارد یکی از دبستان</span><span> </span><span>های اصفهان شد و پس از طی دوران ابتدایی، از آن</span><span> </span><span>جاکه پدر بزرگوارش روحانی بود و در خانواده</span><span> </span><span>ای مذهبی بزرگ شده بود، علاقه</span><span> </span><span>ای</span><span> </span><span>وافر به تحصیل علوم دینی از خود نشان داد و والدینش او را به حوزه</span><span> </span><span>علمیه</span><span> </span><span>حضرت عبدالعظیم حسنی(س) فرستادند، ولی وی پس از چند ماه، به حوزه علمیه</span><span> </span><span>قم عزیمت نمود. تحصیل در مقطع دبیرستان را نیز شبانه و همزمان با علوم حوزوی به پایان رسانید. در سال 1341 به همراه پدرش؛ سیدحسین شمس الواعظین به عتبات عالیات مشرف شد و در حالی که 14 سال داشت، در نجف اشرف به دست یکی از مراجع، معمّم شد. وی پس از 4 ماه به اصفهان بازگشت و در مدرسه</span><span> </span><span>صدر به ادامه</span><span> </span> <span>دانش</span><span> </span><span>اندوزی پرداخت.</span></p> <p class="" dir="RTL"><span>او به راهی که انتخاب کرده بود یقین داشت و در برابر افرادی که به او می</span><span> </span><span>گفتند عمامه را کنار بگذار و راهت را عوض کن، استوار ایستاده بود. خانواده، ازدواج با یکی از بستگان نزدیک را پیشنهاد داده بودند ولی آن</span><span> </span><span>ها<span> </span>جواب مثبت را منوط به کنارگذاشتنِ لباس روحانیت کرده بودند. وی با شنیدن این درخواست، به شدت برافروخته شده، گفته بود: هرگز چنین کاری نخواهم کرد.</span></p> <p class="" dir="RTL"><span> </span></p> <p class="" dir="RTL"><b><span>در محضر امیرالمومنین</span></b></p> <p class="" dir="RTL"><span>در اوایل سال 1342 به مشهد مقدس رفت و پس از زیارت مرقد مطهر امام رضا(ع)، در عالم خواب، امیرمومنان علی(ع) را زیارت کرد و در پاسخ ایشان که از او پرسیده بودند:«چه حاجتی داری؟»، گفته بود:«علم و عمل و سعادت دنیا و آخرت را خواستارم». ایشان پس از مراجعت از مشهد، با روحانیت و معنویت بیشتری که کسب نموده بود، به آموزش علوم و معارف اسلامی ادامه داد و از همان دوران طلبگی، به تبلیغ پرداخت و در روشنگری و آشنایی مردم با معنویات همت گماشت. در اصفهان، علاوه بر وعظ و خطابه، امامت جماعت مساجد «سرطاوه»، «سیدمصطفی خمینی» و «مسجد رضوی» را برعهده داشت و در مسجد سرطاوه اصفهان، اولین راهپیمایی را ترتیب داد.</span></p> <p class="" dir="RTL"><span> </span></p> <p class="" dir="RTL"><b><span>من لی غیرک...</span></b></p> <p class="" dir="RTL"><span>در سخنان اطرافیانش آمده است که ایشان حجب و حیای خاصی داشت، خوش</span><span> </span><span>برخورد و خوش</span><span> </span><span>طینت بود و خودش به هر آن</span><span> </span><span>چه می</span><span> </span><span>گفت، عمل می</span><span> </span><span>کرد. اهل عبادت بود و علاوه بر این</span><span> </span><span>که خودش در دعای کمیل و ندبه شرکت می</span><span> </span><span>کرد، دیگران را نیز به این امر تشویق می</span><span> </span><span>نمود. یک بار وقتی ناخودآگاه دعای شریف «الهی و ربی من لی غیرک» را بر زبان آوردم، ایشان که در حال رفتن به نماز جماعت بود، کمی مکث کردند و گفتند: «اگر از صمیم قلب این ذکر را بگویید در زندگی هیچ مشکلی نخواهید داشت». ایشان در کارهای فنی هم سررشته داشت و لوازم خانگی را نیز خودش تعمیر می</span><span> </span><span>کرد.</span></p> <p class="" dir="RTL"><span> </span></p> <p class="" dir="RTL"><b><span>در جستجوی هوایی تازه</span></b></p> <p class="" dir="RTL"><span>او که عالمی ناطق و دلسوز بود و به آداب دین، تربیت یافته بود، با روحیه</span><span> </span><span>ای انقلابی و ارادت سرشاری که به حضرت امام خمینی(ره) داشت، در ضمن تحصیل به فعالیت</span><span> </span><span>های انقلابی نیز می</span><span> </span><span>پرداخت و به ارشاد و راهنمایی مردم می</span><span> </span><span>پرداخت. در راهپیمایی</span><span> </span><span>ها و تظاهرات</span><span> </span><span>ها شرکت داشت و با سخنرانی</span><span> </span><span>های انقلابی خود در راهپیمایی</span><span> </span><span>ها، پرده از خیانت</span><span> </span><span>های رژیم طاغوت برمی</span><span> </span><span>داشت. </span></p> <p class="" dir="RTL"><span>در سال 1346 با خانواده</span><span> </span><span>ای اصیل و متدین در اصفهان وصلت نمود، اما روح بلند او در خانه و کاشانه نمی</span><span> </span><span>گنجید و از این رو تصمیم گرفت فعالیت</span><span> </span><span>های خود را گسترش دهد. بر این اساس در سال 1355، به این امید که بتواند فعال</span><span> </span><span>تر و آزادتر در تبلیغات و مبارزات شرکت نماید، از اصفهان به تهران هجرت نمود و خارج کفایه را در محضر اساتید حوزه علمیه</span><span> </span><span>تهران فراگرفت. </span></p> <p class="" dir="RTL"><span>در تهران با برخی از روحانیان مبارز آشنا و مانوس گردید و<span> </span>در کنار آنان در مبارزات اسلامیِ ملت ایران برای سرنگونی رژیم ستمشاهی و برقراری جمهوری اسلامی سخت کوشید. او ازجمله کسانی بود که در اعتراض به بسته</span><span> </span><span>شدنِ فرودگاه</span><span> </span><span>ها و تاخیر ورود حضرت امام(ره) به خاک وطن، در مسجد دانشگاه تهران تحصن کرد و خودش یکی از اداره کنندگانِ این تحصن بود. </span></p> <p class="" dir="RTL"><span> </span></p> <p class="" dir="RTL"><b><span>دلسوز و پرکار</span></b></p> <p class="" dir="RTL"><span>پس از پیروزی انقلاب از طرف نماینده</span><span> </span> <span>حضرت امام(ره)، «معاونت کمیته</span><span> </span><span>منطقه دوازده تهران» را برعهده گرفت و همزمان در مسجد طلیعه</span><span> </span><span>میدان گمرک، به اقامه</span><span> </span><span>نماز پرداخت. وی که مسئول مرکزی دفتر جامعه</span><span> </span><span>روحانیت مبارز غرب تهران نیز بود، پس از مدتی به دلیل ضرورتی که احساس می</span><span> </span><span>شد، امام جماعت مسجد حضرت فاطمة الزهرا(س) در خیابان استاد معین را پذیرفت و از همان ابتدا، جلسات وعظ و خطابه، کلاس</span><span> </span><span>های عقیدتی و اردوهای دانش</span><span> </span><span>آموزی را در آن</span><span> </span><span>جا دایر نمود. </span></p> <p class="" dir="RTL"><span>در مهرماه 1360 برای تبلیغ اسلام ناب محمدی(ص) و صدور انقلاب، همگام با هیئتی از نمایندگان امام(ره) به حج رفت. پس از بازگشت از این سفر بود که مسئولیت دایره</span><span> </span><span>عقیدتی سیاسیِ پلیس</span><span> </span><span>راه ژاندارمری کل کشور را بر عهده گرفت و در بالابردنِ آگاهی</span><span> </span><span>های عقیدتی سیاسی پرسنل پلیس سخت کوشید. او معتقد بود: «باید نیروهای اصیل و مکتبی را بازشناخت و براساس تقوا و تعهدی که دارند برای آن</span><span> </span><span>ها ارزش قائل شد. و اگرچه باید سلسله مراتب را رعایت نمود ولی آن</span><span> </span><span>چه مهم است ایمان، تعهد و تقوا است». همچنین معتقد بود: «می</span><span> </span><span>بایست نیروها را بسازیم و آن</span><span> </span><span>ها را با اسلام آشنا سازیم و تا جایی که ممکن است از طرد و نفیِ افرادی که زمینه</span><span> </span><span>ای برای ساخته</span><span> </span><span>شدن دارند بپرهیزیم». او در سفرهایی که به اکثر نقاط ایران داشت، به مراکز و پلیس</span><span> </span><span>راه</span><span> </span><span>های کشور سرکشی کرد و نقایص و کمبودها را بررسی نمود تا در دوران ماموریت خود در رفع آن</span><span> </span><span>ها بکوشد. </span></p> <p class="" dir="RTL"><span>پس از فتح خرمشهر برای بازگشایی پلیس</span><span> </span> <span>راه خرمشهر و سرکشی به جبهه</span><span> </span><span>های جنگ به خرمشهر سفر کرد ولی پس از بازگشت از جبهه، منافقین نتوانستند وجود چنین نیروی شجاع، پرکار و مومنی را تحمل کنند و در مورخه</span><span> </span><span>12/3/61 او را هنگام بازگشت از قرارگاه مرکزی پلیس</span><span> </span> <span>راه ژاندارمری و عزیمت به سمت مهدیه تهران، در نزدیکی مسجد و محرابش مورد سوءقصد قراردادند و این روحانی مجاهد در اثر اصابت تیر به سینه</span><span> </span><span>اش به شهادت رسید. مزار پاک این شهید مبارز در کنار قبر حضرت عبدالعظیم حسنی(س) می</span><span> </span><span>باشد.</span></p>